غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

70

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

نمونه‌هاى متعددى وجود دارد كه شايد بدترين آنها صداى « S » و علامت نوشتارى آن باشد . مثلا علامت « S » در كلمهء « Sing » ( به معناى مىخواند ) صداى « S » مىدهد و در كلمهء « Rose » ( به معناى گل ) صداى « Z » و در كلمه « Sugar » ( به معناى شكر ) صداى « S » مىدهد . همچنين مىتوان صداى « S » را به وسيلهء علامت « C » در كلمهء « Rice » و « SS » در كلمهء « Fuss » ( به معناى هرج ) و « » در كلمهء « Crescent » ( به معناى هلال ) و « Sch » در كلمهء « Schism » ( به معناى شكافته شدن ) نشان داد . البته در عربى نيز براى اين حالت مثالهاى چندى وجود دارد كه نمونهء آن كتابت « الف » به شكل ياء ، در بعضى از كلمات است ، مانند : « على ، رمى ، مسعى ، مصطفى . . . » و همچنين كتابت « الف » به شكل « واو » در كلمات خاصى كه در مصحف آمده ، مانند : « الصلاة ، الزكوة » و شايد كتابت « همزه » ، گاهى به صورت « واو » و گاهى به صورت « ياء » از اين قبيل باشد . 2 . وجود علامتهايى در كتابت ، بدون اينكه در مقابل آنها صدايى در كلام منطوق باشد . و لغت انگليسى پر از مثالهايى از اين نوع است ، مانند : « Psychology » ( علم النفس ) ، « Talk » ( سخن مىگويد ) ، « Knight » ( سوار ) و « Unique » ( تنها ) كه در كلمهء اوّل ، علامت « P » در تلفظ نمىآيد و همچنين در كلمهء دوم ، علامت « L » و در كلمهء سوم ، علامت « K » خوانده نمىشود . و كلمهء چهارم ، با دو علامت « Ue » ختم مىشود ، در حالى كه در تلفظ با صداى « K » ختم مىشود كه با علامت « q » نوشته شده است . نمونه‌هاى اين نوع ، در عربى بسيار اندك است ، مانند : الف در « مائة » و الف بعد از واو جمع در آخر كلمه ، مانند : « رموا » و واو در « عمرو ، اولئك » و ياء در « باييد ، بآيية » . به زودى تفصيل اين مطلب خواهد آمد . 3 . عموم كتابتهاى الفبايى ، بسيارى از تفاصيل شدت ، و آهنگ كلمه و مانند آنها را مهمل گذاشته است . همچنين مىبينيم كه كتابتهاى سامى قديم ، حركتهاى كوتاه يا بلند را مهمل گذاشته است ، البته اين از مواردى است كه با گذشت زمان و با يك حركت تكميلى ، آن را جبران كرده‌اند و ما بقاياى آن را امروز در كلمات معينى ، در كتابت خود مىبينيم ، مانند : « هذا ، هذه ، ذلك ، لكن . . . »